عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
122
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
و الدرجة الثالثة حياء يتولّد من شهود الحضرة . و هى التى تشوبها هيبة ، و لا تقاويها « 1 » تفرقّة ، و لا يوقف لها على غاية . حيا را سه درجه است : درجهء نخست ، حيايى است كه از علم بنده به اينكه حقتعالى به او نظر مىكند [ و او در محضر حقتعالى است ] نشأت مىگيرد . و اين [ درك حضور در برابر حق تعالى ] او را به سوى تحمل نمودن مجاهدت [ در راه بندگى و فرمانبردارى از حق تعالى ] مىكشاند ، و به زشت شمردن گناهان سوقش مىدهد ، و [ زبان او را ] از شكوه و گلايه خاموش مىسازد . درجهء دوّم ، حيايى است كه از نظر در علم قرب نشأت مىگيرد . [ مقصود از علم قرب آن است كه دل به يقين دريابد حقتعالى نزديكترين اشياء به اوست . ] و اين علم ، او را به سوى محبت مىخواند . [ و مقام محبت بالاتر از مقام مودّت است ؛ چرا كه مودّت ممكن است در آخرت زايل گردد ، چنانكه قرآن كريم مىگويد : « وَ قالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً » « 2 » و ( ابراهيم ) گفت : شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كردهايد كه مايهء مودّت و دوستى ميان شما در زندگى دنيا باشد ؛ سپس روز قيامت از يكديگر بيزارى مىجوييد و يكديگر را لعن مىكنيد . بر خلاف محبّت ، كه هرگز زايل نمىشود . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : « من احبّ لقاء اللّه ، احبّ اللّه لقائه . » « 3 » كسى كه ديدار خدا را دوست بدارد ، خداوند نيز ديدار او را دوست مىدارد . و نيز فرمود : « المرء يحشر مع من احبّ » « 4 » مرد با كسى محشور مىشود كه دوستش مىدارد . ] و او را با آرامش انس دمساز
--> ( 1 ) - د خ : يعارضها . ( 2 ) - 29 / 25 . ( 3 ) - ر . ك : بخارى ، كتاب الرقائق ، باب من احبّ . . . ؛ ج 7 ، ص 132 . اين حديث در كتابهاى ديگر روايى نيز آمده است . ر . ك : المعجم المفهرس لالفاظ الحديث : لقاء : ج 6 ، ص 140 . در معانى الاخبار باب ما روى ان من احبّ . . . ، ص 236 . امام صادق عليه السّلام در تفسير آن وارد شده است . ( 4 ) - صدوق در أمالى ( مجلس 37 ، ص 210 ) از امير مؤمنان نقل كرده است كه : « من احبّنا كان معنا يوم